من از طریق سایت متمم و وبلاگ شخصی هیوا شم با او آشنا شدم. بعضی از کامنتها و پستهایش ساعتها و روزها درگیرم میکرد. نوشتهها و فعالیتهایش به حدی برایم جالب بود که یک بار برایش ایمیلی فرستادم و از علاقهام به کارهایش نوشتم و از آشنایی با او ابراز خوشحالی کردم. 😀
از اسمش (هیوا) حدس میزدم که قطعا هم زبان هستیم و این هم دلیل دیگری برای علاقه بیشتر برای برقراری ارتباط با او بود. هیوا در زبان کردی به معنی امید و آرزو است.
در ادامه این آشنایی، شرایط طوری پیش رفت که من شانس همکاری در مجموعه تحت مدیریت او را به دست آوردم و از نزدیک با کارهایش بیشتر درگیر شدم.
من قبل از آشنایی با هیوا یک سری موضوعات و حوزهها (مثل یادگیری، مدیریت دانش شخصی، روانشناسی و غیره) را دنبال میکردم و احساس میکردم یک چیزهایی بلد هستم. بعد از آشنایی با هیوا و کارهایش خودم را مانند یک رودخانه کوچک در برابر اقیانوسی از منابع و کارهای عمیق دیدم که درک اندازهاش هم برای سخت بود و هست. در واقع رد شدن از این اقیانوس برای من شاید به اندازه کل عمرم زمان ببرد.
این طور میتوانم بگویم که هیوا به نوعی از لحاظ مطالعه و یادگیری آرزوهای من را زندگی میکند. واقعا کلماتی مانند اعجوبه و شگفتانگیز برازنده اوست.
من اصلا آدم خوبی برای تعریف و تمجید نیستم. اصولا یکی از ایرادات من از دید نزدیکانم ضعف در بیان احساسات است. پس جملاتی که درباره هیوا گفتهام حتی کمتر از چیزی است که یک فرد معمولی میتوانست توصیف کند.
اما نکته مهم و هدف اصلی من از نوشتن این مطلب این است که بگویم بخش بزرگی از منابع و سرنخهایی که دنبال میکنم را از هیوا دریافت کردهام. شاید در برخی مواقع و جاهای مختلف فراموش کنم که به او ارجاع دهم و بگویم اولین و بهترین سرنخها را از او گرفتهام. اما به طور کلی در حوزههای زیر بیشتر منابع را از او گرفتهام:
- هوش مصنوعی
- مدیریت دانش شخصی
- مدیریت وظایف و مدیریت زمان
- روانشناسی
- تولید و مدیریت محتوا
- بازاریابی
- یادگیری
- یادگیری و آموزش زبان انگلیسی
- فلسفه
- تجربه کاربری
- و قس علی هذا 😁